این چشمها که ریخته در چشم های تو
گردنگاه را
این چشمها که سوخته در این شکیب تلخ
رنج سیاه را
این چشمها که روزنه آفتاب را
بگشوده در برابر شام سیاه تو
خون ثواب را
ادامه مطلب
ای نازنین
اندوه اگر که پنجه به قلبت زد
تاری ز موی سپیدم
در عود سوز بیفکن
تا عشق را بر آستانه درگاه بنگری
سوگلی عشق
بالا بلند
گیسو کمند
از لابلای جنگل مژگانم
از ماورای منشور های سرشکم
رنگین کمان پیکر گریانت
تطهیر می کند ، امواج چشم را
شیرین
ای طاقه ی حریر
جام شراب پیر
این چشمه سار ، راهی دراز بریده
از شیب تا نشیب پریده ...
ادامه مطلب

با نگاهی به اسطوره مسیح و اسطوره میترا میتوان به خوبی دید که این دو متن با یکدیگر یک رابطه فزونمتنی (هایپرتکستوالیتی) دارند. در این رابطه اسطوره مسیح به شیوه ترانسفورماسیون، یعنی هم در سبک و هم در محتوا، متن زیرین اسطوره میترا را در خویش جذب کرده است و تحت تأثیر متن زیرین است و همزمان معانی نو نیز به متن زیرین اضافه میکند و تفاوت ایجاد میکند.
میترا خدای خورشید و خدای مهر و دوستی است و مسیح فرزند خدا و سمبل عشق است. تولد مسیح توسط مادری باکره صورت میگیرد و میترا تولدش به دو روایت بیان میشود. در روایت اصلی، میترا از درون سنگی زاییده میشود و از طرف دیگر روایتی وجود دارد که میترا توسط زنی باکره به دنیا میآید که توسط آب و یا آناهیتا بارور میشود.
تثلیث سهگانه مسیح (خدا، پسر، روحالقدس) همان تثلیث مهر با دو همراهش «مهرانه» است. صلیب همان «چلیپای» ایرانی است که نماد چهار عنصر زندگی است. مسیح نیز مثل میترا در انتها عروج میکند و مسیح و میترا هر دو واسطه میان انسان و خدای بزرگ و اورمزد (خدای ایرانی) هستند.
حتی در لباس پاپها و مراسم کریسمس میتوان نمادهای فراوانی از «میتراییسم» یافت. کلاه چاکدار کاردینالها «میتر» خوانده میشود و کاج کریسمس همان «سرو» ایرانی است و ستاره درخشنده بالای کریسمس، نماد خورشید میترایی است. شب یلدا زادروز میترا و کریسمس زادروز مسیح است۲
ادامه مطلب
